تبلیغات
امید ناامیدی های من - پدر و مادر

تو زندگیم بعد از خدا هیچ کس رو به اندازه پدر و مادرم دوست ندارم..حتی تصور نداشتنشون اینکه یک روز نباشن بهمم میریزه..نمیتونم درک کنم حال کسی که از نعمت داشتنشون محرومه اما میتونم حس کنم شکستنه کمر یعنی چی

خیلی سخته خیلی.به نظرم هیچ کدوم از نامردیهای این روزگار به پای این نمیرسه

نداشتن سایه پر از مهر و محبت و عشق خالصانه پدر و مادرم که همه ی خوبیها و آرامش و در یک کلام خدا رو در کنارشون دیدم و دارم برام درد آوره حتی تصورش..

نباید این حرفارو بزنم میدونم .فکر کردن به چیزایی که انرژی منفی میدن اصلا خوووووب نیست

خدایا همه پدر و مادرهایی که دستشون از این دنیا کوتاهه شامل رحمت خودت کن

و  هیچ فرزندی رو از داشتن سایه ی بزرگ و پر برکتشون محروم نگردان....

من با تمام وجودم عاشق پدر و مادرم هستم این رو اشکهایم گواهی میدهند..

 




طبقه بندی: دست نوشته،

تاریخ : یکشنبه 7 مهر 1392 | 03:11 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.