تبلیغات
امید ناامیدی های من - توقع داشته باشم یا نداشته باشم؟
بسمه تعالی
مطلبی که در  زیر بش اشاره میکنم،موضوعیست که مدتها ذهنم رو
بخودش مشغول کرده و یه جورایی برام آزاردهنده شده.
 مسلما هر انسانی در هر گوشه ای ازین دنیا وقتی متولد میشه با هر ملیت،قومیت،مذهب صاحب پدر و مادره،خانواده ای که قطعا جزو بهترین موجودات روی زمین براش هستن
دوستان واقعی ای که تو هر شرایطی خووب یا بد کنارت هستن و مسلما بخاطر اینه که اصل و نسب و رگ و ریشه و هم خون و جزیی از وجود انسان تلقی میشن.
چیزایی که گفتم برای اکثریت ماها مشترکه، خود من معتقد به این هستم که جزیی از یک کل هستم (خانواده)  در درجه ی اول پدر و مادرم، وجود خواهرانم و فرزندانشون
 یه وقتایی به یه چیزایی فکر میکنم فکر که نه ایمان دارم بش و قطعا همینطور خواهد بود
اگه زمانی ازدواج کنم و با کسی دچار مشکل و خصومت و دلخوری ای بشم ( البته نه اینکه مقصر باشم و خودمو حق به جانب بدونم) و همسرم بخواد خودشو کنار بکشه و بگه طرفت با من که مشکلی نداره و و ارتباطشو حفظ کنه قطعا بم برمیخوره و دلخور میشم و توقع میکنم ازش
و بنظرمم کاملا همچین چیزی طبیعیه چون همسر همونطوری که از اسمش مشخصه یعنی همونطوری که سرامون رو یک بالشته توی هر مسایلی هم شریکمه، چه خوشی چه ناخوشی. دوش به دوش هم
و قطعا فرزندانمم جزیی از کل هستن کلی که متشکل از منو همسرم خواهد بود.
همینطوری که هیچ پدری و مادری نمیتونن ببینن که کسی به بچه هاشون بی احترامی و توهینی کنه و کمتر از گل بشون بگه و ناراحتشون کنه هیچ فرزندی هم نمیتونه ببینه کسی به پدر و مادرش اهانتی کنه .میتونه؟  میتونه ببینه کسی به خواهر و برادرش اهانتی کنه و بی تفاوت باشه؟؟ 
من اگه روزی اتفاقی برام بیفته، تا دنیا دنیاست خواهرام میگن یه برادر داشتیم .پدر مادرم میگن یه پسر داشتیم . هیچ فرقی نمیکنه فقط فعل دارم به داشتم تغییر میکنه
اگه سالهای سال از پدر و مادرم و خواهرانم بی خبر بمونم اونور دنیا هم که باشم نمیتونم منکر این بشم که ندارمشون،میتونم؟ چون رگ و ریشه و اصل هم هستیم و این اصل نسبی هست نه سببی که بشه تغییرش داد.
همه ی اینارو گفتم که بگم نمیتونم خودم رو جدا بدونم ازشون، نمیتونم وقتی کسی بم میگه مثلا فلانی به پدرت توهینی کرده و عذرخواهی هم نکرده و  پدرت دلخوره ، خودش میدونه و تو ول کن بی تفاوت باشم، نمیتونم 
چون جزیی از اونهام، توهین به خانوادم توهین به منه.
مگه پیامبرمون نبود که گفت هرکس فاطمه(س) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس او را آزار دهد مرا آزار داده؟ معنیه این جمله بجز احترام و عزت گذاشتن به فاطمه زهرا (س) معنی ای جز این داره که پدر و مادر، خواهر و برادر همیشه به همدیگه مربوطن؟؟
من خودمو همانند درختی میدونم که در درجه ی اول پدر بزرگ مادر بزرگ،پدر و مادر و خواهرانم و فرزنداشون ریشه هاش هستن. هر توهینی، بی احترامی ای هرچیزی که بخواد ریشه های منو آزار بدن منو آزار داده و بی توجه بودنم به این مهم هم بی شک سبب خشک شدن خودم میشه
اگر هم تا اکنون کوتاهی ای کردم خطایی بوده که تکرار نشدنی خواهد بود قطعا.
 حالا به نظر شما رفتار و توقعی که گفتم از همسرم در آینده و یا هر کسی که خودم رو جزیی از اون و اون رو جزیی از خودم میدونم درست و بجاست؟؟



طبقه بندی: دست نوشته،

تاریخ : چهارشنبه 29 بهمن 1393 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.