تبلیغات
امید ناامیدی های من - دیگه دلی واسم نمونده

خدایا
زمین ات را دیدم.دیگر نمیخواهد جهنم و بهشتت را برایم آماده کنی.
طمع بهشتت را لحظی وطمع جهنمت را همیشگی بر روی زمین میکشم.
تو خیالت راحت دیگر دلی نمانده که آن دنیا باز خواست کنی.
دیگر عشقی نمانده که آن دنیا اهدایمان کنی.
دیگر ذوقی نداریم که تو برایمان شادش کنی.
خدایا در این دنیا به کسی که گفتم دوستش دارم جز تمسخرو خنده چیزی نگفت.
خدایا به کسانی که دوستشان داشتم جز بدی چیزی نشانم ندادند.
خدایا دنیایت ارزانی خودت که دنیایم را یه دستان تو دادم ولی هیچ چیز جز آه و درد نشانم ندادی.
خدایا بخند به روزان گریانم.




طبقه بندی: دست نوشته،

تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.