تبلیغات
امید ناامیدی های من - ماجرای جراح و تعمیر کار
روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:من تمام اجزائ ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر می کنم!در حقیقت من آن را زنده می کنم!حال چطور در آمد سالانه ی من یک صدم در آمد شما هم نیست؟!
جراح نگاهی به تعمیر کار انداخت و گفت:اگر می خواهی درآمدت 100برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور روشن است آن را تعمیر کنی!



طبقه بندی: داستانهای کوتاه و آموزنده،

تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391 | 12:07 ق.ظ | نویسنده : علیرضا | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.